نقد و بررسی

روز جهانی معلم و جایگاه حرفه ای معلمان ایرانی

«قلب بهبود آموزش» کشور در وضعیت مناسبی نمی تپد!

معصومه شعبان زاده گلسفیدی- به نقل از «صدای معلم»

روز جهانی معلم و چالش های آموزش و جایگاه حرفه ای معلمان ایرانی یونسکو پنجم اکتبر را از سال ۱۹۹۴، «روز جهانی معلم» نامیده است. این نامگذاری در راستای برجسته سازی نقش معلمان و اساتید در مدارس و دانشگاهها جهت ارتقاء سطح دانش و اندیشه ی نسل، قدردانی کردن از آنان، و بررسی مشکلاتشان در سراسر دنیا اعلام شده است. با این وجود بسیاری از کشورهای جهان بزرگداشت معلم را در روزی متفاوت از این تاریخ، در تقویم ملی خویش ثبت نموده اند‌. در ایران روز معلم ۱۲ اردی بهشت است و مناسبت آن کشته شدن یک معلم فلسفه دکتر ابوالحسن خانعلی در روز ۱۲ اردی بهشت سال ۱۳۴۰ در تجمع اعتراض‌آمیز معلمان در میدان بهارستان است.

سلام نو در ۱۲ مهر ۱۴۰۰ می نویسد: «روز جهانی معلم همه ساله در ۵ اکتبر برای گرامی داشت همه ی معلمان در سراسر جهان برگزار می شود. [این روز] یادبود سالگرد تصویب توصیه ۱۹۹۶ سازمان بین‌المللی کار و یونسکو در مورد وضعیت معلمان است که معیارهایی را در مورد حقوق و مسوولیت های معلمان و استانداردهایی برای آمادگی اولیه و آموزش بیشتر آنها، استخدام، اشتغال، و شرایط تدریس و یادگیری تعیین می کند. روز جهانی معلم از سال۱۹۹۴ توسط یونسکو گرامی داشته می‌شود.»

کنفوسیوس فیلسوف برجسته چینی که نظریه پرداز سیاسی و معلم در چین باستان بود، به عنوان اولین معلم تاثیر گذار در تاریخ شناخته شده است؛ بر اساس گزارش یونسکو، جهان به ۶۹ میلیون معلم نیاز دارد تا بتواند تا سال ۲۰۳۰ به آموزش جهانی ابتدایی و متوسطه برسد؛ آفریقای جنوبی صحرایی است که با بیشترین کمبود معلم مواجه است؛ براساس گزارش یونسکو، کمتر از ۷۵٪ معلمان در یک سوم کشورهای جهان، فقط از حداقل استانداردهای تربیت معلم برخوردارند؛ و قابل درنگ اینکه ۶ نفر از هر ۱۰ کودک در سراسر جهان، در مجموع ۶۱۷ میلیون نفر، حداقل الزامات شایستگی در ریاضیات و خواندن را برآورده نمی‌کنند و این کاهش آموزش را نشان می دهد.

روز جهانی معلم و چالش های آموزش و جایگاه حرفه ای معلمان ایرانی قطعا تعطیلات تابستانی مزیت بسیار مطلوبی برای معلمان است، اما با این وجود مسائل پیچیده ای بر معلمان در سیستم های آموزشی جهان تاثیر می گذارد. مواردی همچون آزادی های دانشگاهی، ایجاد خودمختاری برای موسسات آموزشی، و توسعه و حفظ استانداردهای تدریس حرفه ای در آموزش عالی. خوشبختانه روز جهانی معلم، امکان بحث در جلسات اساتید، سمینارها، و کنفرانس ها را نیز در سطح جهانی فراهم می‌کند.

اگر چه سیستم آموزشی و نقشی که معلمان در آن ایفا می کنند، راه زیادی را طی کرده است، اما هنوز راه درازی در پیش روست. به همین دلیل سازمان ملل متحد هدف توسعه ی پایدار برای آموزش را در سال ۲۰۳۰ ایجاد کرد. روز جهانی معلم سالانه یادآور این هدف و نیاز به تلاش بیشتر برای ترغیب معلمان به تحصیل است.

شریف حسن زاده در یادداشتی برای هرانا در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۰ می نویسد:
«کارترز در فرهنگ آموزش و پرورش درباره ی آموزگار می گوید: آموزگار کسی است که افزون بر شایستگی های آموزشی و توانایی های حرفه ای خود، هنر تدریس و سازندگی همه سویه ی شاگردان را در دست دارد. او پیوسته در جوش و خروش برای ساختن خود و پیدایش دگرگونی و پویایی در شاگردان است.»

بیش از ۱۰۰ کشور روز جهانی معلم را گرامی می‌دارند و هر یک جشن های خاص خود را برگزار می‌کنند. در مجموع هدف از نامگذاری چنین روزی، «قدردانی، ارزیابی، و بهبود مربیان جهان» و فراهم آوردن فرصتی برای بررسی مسائل مربوط به معلمان و فرآیند تدریس است. چرا که با وجود حضور افراد مختلف در سیستم آموزشی، همیشه این معلم است که به عنوان آموزگار دانش آموزان شناخته میشود و اوست که در تربیت و شکل گیری فرزندان جامعه نقش مهمی دارد. از سوی دیگر مشکلات فراوان معلمان سراسر دنیا و از جمله ایران، لزوم وجود چنین روزی را تایید می کند چرا که شاید این گونه توجه بیشتری به سمت معلمان جهت رفع مشکلاتشان معطوف گردد.

از دیدگاه دیوئی، هدف تعلیم و تربیت، «جامعه دموکراتیک» است و در تعریف آن می‌گوید: جامعه دموکراتیک، جامعه‌ای است که از پیدایش اختلافات و تبعیضات طبقاتی، قومی و نژادی جلوگیری می‌کند. وی می‌گوید: تعلیم و تربیت عبارت است از: بازسازی و سامان‌دهی تجربه که بر معنی‌دار شدن و عمق آن می‌افزاید و توانایی هدایت جریان تجربه را توسعه می‌بخشد. دیوئی در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت، چهار ویژگی تعلیم و تربیت را این گونه ذکر می‌کند: تعلیم و تربیت ضرورت زندگی؛ تعلیم و تربیت به مثابه ی کنش اجتماعی؛ تعلیم و تربیت به عنوان راهنمایی؛ تعلیم و تربیت زمینه ساز رشد. بنابراین معلمی به عنوان یک شغل و حرفه ی تخصصی در نظر گرفته می شود که نیازمند کسب دانش، مهارت، تجربه، و درگیری مستمر با پژوهش و نگارش از یک سو ، و بازنگری در یافته های سالیانه و جایگزینی برخی رویکردهاست.‌ ارائه و تمرین راهکارهای نوین در مواجهه با آموزش کودکان در مدرسه با استفاده از فن آوری جدید و ایجاد روابط انسانی و جمعی با تشکیل جوامع یادگیری در درون کلاسهای درس جهت تسهیل یادگیری از وظایف معلمین در عصر حاضر است.

با گذشت یکسال و نیم از همه گیری کوید ۱۹، روز جهانی معلم ۲۰۲۱ بر حمایت هایی که معلمان برای مشارکت کامل در روند بهبود تحت عنوان «معلمان قلب بهبود آموزش و پرورش» نیاز دارند، تمرکز می کند. مجموعه ای پنج روزه از رویدادهای جهانی و منطقه ای، تاثیر همه گیری بر حرفه ی معلمی را به نمایش می گذارد، واکنش های موثر و امیدوارکننده ای را در سیاست نشان می دهد، و هدف آن ایجاد گام هایی است که باید برای اطمینان از پیشرفت کامل پرسنل آموزشی برداشت.

بدون شک همه گیری کوید ۱۹ یک چالش مهم برای معلمان بود. تمام مدارس، مهد کودک ها، و دانشگاههای دنیا باید تعطیل می شدند. این یک رویداد بزرگ جهانی با تاثیرات بی‌سابقه است که منجر به فشار زیادی بر معلمان شد. بسیاری مجبور بودند با روش های جایگزین جدید آموزش و مراقبت از دانش آموزان خودسازگار شوند. در خانه، والدین باید معلم می شدند و به فرزندان خود کمک می کردند تا در حین کار و بسیاری اولویت های دیگر، یاد بگیرند. در دورانی که سیستم های آموزشی غالبا کمبود بودجه، تمدید بیش از حد، یا سازمان دهی ضعیف دارند، روز جهانی معلم به همان اندازه به حفاظت از معلمان مربوط می شود و به دنبال افزایش آگاهی از حقوق آنها و فرصتهای برابر برای تحصیل همگان است.

مهمترین چالش معلمان در سرتاسر جهان مسأله ی حقوق و دستمزد آنهاست.

پژوهش های جهانی موید این مطلب است که آموزش نیروی کار بر سرعت رشد و توسعه ی اقتصادی کشورها اثرگذاری مثبت قابل توجهی دارد. با این حال اهمیت شغل و حرفه ی معلم در بسیاری از کشورها به عنوان آموزش دهندگان نیروی کار جامعه، نادیده گرفته می شود و دستمزد آنها در قیاس با سایر مشاغل به نسبت پایین است.

در میان کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه ی اقتصادی(OECD)، در لوکزامبورگ که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است، یک معلم بی تجربه می تواند بالاترین دستمزد را در مقایسه با معلمان دیگر کشورهای عضو این سازمان دریافت کند. در ایران هم بحث دستمزد معلم ها همواره مطرح بوده است. کارشناسان مهمترین مشکلات معلمان در ایران را مسائل مالی و تامین نشدن هزینه های معیشتی آنها می دانند. از این رو اوضاع اجتماعی حرفه ی معلمی با کاهش نسبی قدرت خرید در ارتباط مستقیم است.

وبسایت Teaching Abroad بیش از ۱۰۰ منبع خارجی را مورد بررسی قرار داده تا به میزان حقوق معلمان در کشورهای مختلف جهان پی‌ببرد. این وبسایت ارقام به دست آمده از ۱۰۰ کشور دنیا را با سرانه ی تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) آن کشورها مقایسه کرده است. اقتصاددانان از سرانه ی تولید ناخالص داخلی (برابری قدرت خرید) برای تخمین مجموع میزان کالاها و خدمات تولید شده توسط اقتصاد یک کشور برای هر شخص استفاده می کنند. این رقم نماینده ی مناسبی برای مجموع هزینه های زندگی در یک کشور محسوب می شود. طبق گزارش این وبسایت که در سال ۲۰۱۹ منتشر شده است، ۹۳٪ معلمان در دنیا کمتر از متوسط هزینه ی کالاها و خدمات در کشور خود حقوق می‌گیرند؛ یعنی حتی در کشورهایی که بالاترین حقوق را در دنیا به معلم های خود می دهند هم این قشر پرتلاش، کمتر از متوسط سهمشان از اقتصاد کشور خود، حقوق می‌گیرند.

روز جهانی معلم و چالش های آموزش و جایگاه حرفه ای معلمان ایرانی

مهمترین آسیب های نظام تعلیم و تربیت در ایران از دیدگاه این نگارنده که لاجرم پایگاه اجتماعی و جایگاه حرفه ای معلمان ایرانی را متزلزل می کند و لازم است با فوریت مورد بررسی و چاره جویی قرار گیرند عبارتند از :
۱- مسأله ی گزینش و آموزش معلمان به طور عام و رسیدگی به سطح نازل کیفیت آموزش در دانشگاه فرهنگیان و سایر معضلات پیرامونی محیط آموزشی و فضای سنگین ایدئولوژیک حاکم بر این دانشگاه به طور خاص که مجال و فرصت تنفس اندیشه و خلاقیت را از دانشجویان دبیری سلب کرده است.

۲- لزوم تشکیل سازمان نظام معلمی با نگاه و رویکرد در نظر گرفتن معلمی به عنوان یک حرفه ی تخصصی نه پرداختن به مفاهیم شعاری همچون ایثار و فداکاری! لازم و ضروریست که معلمان مرجعی ذی صلاح و کاملا حرفه ای و تخصصی جهت مداخله در گزینش حرفه ای و تخصصی معلمان و تصمیم گیری در خصوص صدور مجوز معلمی پس از فارغ‌التحصیلی دانش آموخته، و همچنین تصمیم گیرنده و مداخله گر در اجرا و ارائه ی آموزشهای ضمن خدمت جهت به روز رسانی و ارتقاء دانش و مهارت های علمی خویش داشته باشند.از دیدگاه دیوئی، هدف تعلیم و تربیت، «جامعه دموکراتیک» است و در تعریف آن می‌گوید: جامعه دموکراتیک، جامعه‌ای است که از پیدایش اختلافات و تبعیضات طبقاتی، قومی و نژادی جلوگیری می‌کند.

۳- اصلاح محتوای بسیاری از کتابهای درسی که مولفان و تصمیم گیرندگان در آنها نقش معلم را در اغلب موارد با مبلغ یک ایدئولوژی خاص اشتباه گرفته اند.

۴- مخدوش شدن اصل بی طرفی و بی رنگی معلم در مواجهه با موضوعات درسی که گاها آشکارا به لحاظ علمی و پژوهشی غلط و نادرستند یا تحریف در واقعیتی تاریخی و تجاربی زیسته می باشند.

۵- مسأله ی معیشت معلمان ( خط فقر رسمی اعلام شده توسط بانک مرکزی ۱۲ میلیون، مایه ی ننگ دولتمردان که بالاترین حقوق معلمان ۱۰ میلیون)

۶- مشکل عدم اعمال مدرک دوم برای معلمان

۷ – ادغام نیروهای نهضت، نیروهایی که در مراکز ضمن خدمت لیسانس و فوق لیسانس گرفته اند و هرگز در محیط دانشگاه نبوده اند، آنهایی که سالها پیش از طریق حوزه وارد آموزش و پرورش شده اند، و بخش عظیمی از فارغ التحصیلان دانشگاههای آزاد و غیر دولتی سراسر کشور که در کنار معلمان آموزش دیده برای حرفه ی معلمی در آموزش و پرورش قرار گرفته اند و تفاوت بازدهی کیفی کارشان به روشنی مشهود است.

۸- یکبار و برای همیشه حل شدن و پایان دادن به مسأله ی ۴ ساعت اضافه تدریس موظف معلمان که از زمان جنگ بر معلمان ایران تحمیل شد و هنوز هم این بهره کشی ادامه دارد. مایه ی شرمساری است که آنچه در بحث جدید رتبه بندی مطرح می شود، افزایش ۶ ساعت موظف دیگر را نشان می دهد! (ماده ی ۹)

۹- تبدیل وضعیت برخی نیروهای خدماتی مدارس که از طریق آموزش ضمن خدمت لیسانس و فوق لیسانس گرفتند و به کارگیری آنها در کادر اداری ادارات آموزش و ‌پرورش، به ویژه در بخش آموزش ادارات و مسلط کردن آنها بر ارزیابی فعالیت های معلمان حرفه ای که فارغ التحصیلان توانمند دانشگاههای دولتی سراسر کشور هستند و با سوابق بالای ۲۰ سال و خلاقیت و مهارت علمی و عملی در کارشان قابل درک برای چنین کارشناسان و چنین معاونین آموزشی ای در ادارات آموزش و پرورش نمی باشند.

۱۰- گماردن ایدئولوژیک کمابیش اکثریت مدیران مدارس از طریق روابط و زد و بندهای سیاسی محصول انتخابات ها که کمترین ربطی به شایستگی علمی و داشتن دانش و مهارت مدیریتی به روز یا دست کم سعه ی صدر و وسعت دید مدیر و توان قدرشناسی از کار شایسته، ندارد. چنین افرادی در برخی موارد بیشترین عقده و کم بینی و بدترین برخورد را با معلم حرفه ای شایسته ی بالای ۲۰ سال سابقه انجام می دهند، در کنار رفتارهای نامناسب با اولیاء و دانش آموزان و نداشتن وجهه ی مدیریتی و برنامه ریزی، و صرفا دروغ گویی، طلب نمره و توصیه به نمره سازی، و سنگ اندازی در امر تدریس و ارزشیابی معلم

۱۱- مشکلات ناکارآمدی بیمه ی پایه و تکمیلی معلمان شاغل و‌ بازنشسته

۱۲- حذف ماده ی ۸ از لایحه ی قبلی مربوط به رتبه بندی که مبنی بر لحاظ کردن حقوق و مزایای متناسب با شاغلین متناظر با رتبه شان، برای بازنشستگان بود. این ماده در لایحه ی جدید کلا حذف شده است. البته متناسب سازی مد نظر بازنشستگان فرهنگی نیست و همسان سازی مطلوب است و این طلب بر مبنای قانون مدیریت خدمات کشوری است که اجرا نمی شود!

۱۳- جمعیت ۴۰ نفری دانش آموز در کلاسهای درس دبیرستانها و گاها پنجاه نفری در برخی رشته های برخی هنرستانها. این جمعیت با وجود فضای فیزیکی کوچک کلاس در برخی مدارس که نهایتا برای ۲۵ نفر طراحی شده است چه در آموزش حضوری و چه در فضای مجازی معلمان را با مشکلات بسیاری مواجه ساخته است. این امر مصداق بهره کشی از معلم می باشد چرا که این تعداد دانش آموز باید در دو کلاس مورد آموزش و رسیدگی درسی قرار گیرند، در حالی که در یک کلاس بر سر معلم آوار می شوند.

۱۴- صدور حکم اخراج برای پاره ای از معلمان فعال صنفی در آستانه ی روز جهانی معلم و بازداشت غیر قانونی و در زندان نگه داشتن پاره ای دیگر صرفا به دلیل شرکت در تجمع صنفی آرام و ضابطه مند که طبق قانون اساسی مجاز است و به رسمیت شناخته شده است، تنها بی اعتمادی بین جامعه ی معلمان و مسوولین مربوطه در وزارت و در دولت و در حاکمیت را دامن می زند و به ضد تبلیغات برای حاکمیت نظم و قانون اساسی که همه ی قوا باید از آن صیانت کنند، تبدیل می گردد.

چرا شرکت کنندگان در تجمعات صنفی باید تحت فشار حراست خود آموزش و پرورش قرار گیرند؟ آیا غیر از این اینست که فلسفه ی وجود حراست در هر وزارت خانه ای، حراست و صیانت از حقوق کارکنان همان مجموعه است؟ این حق هر شهروند اعم از معلم است که وقتی خواسته های قانونی اش مورد بی اعتنایی واقع شد، در چهار چوب قانون در تجمع شرکت کند و این محملی برای کمک به قانون گزار و حاکمیت جهت شفاف و بی واسطه شنیدن خواسته های شغلی و صنفی مشاغل مختلف از جمله معلمان است.

۱۵- حل کردن مسأله ی افزایش ناچیز یا عدم افزایش در احکام معلمان با سابقه ی بالای ۲۵ سال در لایحه ی جدید رتبه بندی

۱۶- به محاق رفتن طرح هایی همچون اقدام پژوهی، مقاله نویسی، درس پژوهی، گزارش نویسی و … با این روند افزایش های پیش بینی شده در رتبه بندی جدید، توسط معلمان با سابقه ‌که پتانسیل بسیار خوبی برای طراحی و اجرای این امور پژوهشی دارند.

۱۷- صرف نظر کردن دولت از استخدام معلمان جدید با وجود کمبود نیرو و تامین نیرو با به کارگیری نیروهای بازنشسته یا از طریق افزایش ساعات موظف معلمان به ۳۰ ساعت طبق لایحه ی جدید رتبه بندی!

۱۸- استثمار معلمان در آموزش مجازی دانش آموزان با در اختیار نگذاشتن گوشی/تبلت و سیم‌کارت علاوه بر تحمیل نرم افزار ضعیف شاد که گرچه طبق اذعان مسوولین در وزارت استفاده از آن اجباری نیست، برخی ادارات آموزش و پرورش و برخی مدیران مدارس دولتی بر سر نصب شاد با معلمان درگیر می شوند.

۱۹- تحت آموزش قرار نگرفتن معلمان برای تدریس در فضای مجازی عملا بسیاری از معلمان را به فوروارد کننده ی برخی مواد آموزشی یا وویس و فیلم از خودشان تبدیل کرده است و این چیزی نیست که آموزش و پرورش بتواند به آن افتخار کند و از آن به عنوان دستاورد در دوران کرونا یاد کند.

۲۰- کمبود و نبود مشاور و روان شناس حرفه ای در مدارس که هم از نظر تکنیک های یادگیری کمک علمی و عملی برای دانش آموز و کار معلم باشد و هم در اصلاح یا ارجاع مشکلات رفتاری دانش آموزان نقش موثری ایفا کند.

ضمن تبریک این روز به همه ی معلمان جهان و معلمان ایران در مدارس و دانشگاهها، و آرزوی بهروزی و تندرستی برای آنها، امیدوارم وزارت آموزش و پرورش، دولت، مجلس و حاکمیت در ایران دست کم پیام امسال یونسکو به مناسبت روز جهانی معلم را جدی تر بگیرند و در راستای معاهدات امضا شده در سطح بین المللی تعهد بیشتری نسبت به ارتقاء همه جانبه ی وضعیت معلمان ایران و رسیدگی به مسائل آنان که همانا مسائل آموزش در کشور است، احساس کنند چرا که «قلب بهبود آموزش» کشور در وضعیت مناسبی نمی تپد.

منبع
صدای معلم
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا